شما به احتمال زیاد این عکس معروف به نام “مادر مهاجر” رو از عکاس آمریکایی به نام دورثیا لنگ دیده اید. اما آیا این را میدانستید که عکاس این عکس به صورت هوشمندانه اجزای مختلف این کادر را ذره ذره کنار هم چیده است تا به تصویری که میخواهد برسد؟ در این ویدیوی کوتاه به ماجرای پشت این عکس و چند عکس دیگری که قبل از این عکس گرفته شدند میپردازیم و آن را کالبد شکافی میکنیم.

مادر مهاجر دورثیا لنگ
مادر مهاجر از دورثیا لنگ

ویدیو از صفحه اینستاگرام پادکست هیستوگرام گرفته شده است:

منبع ویدیو اصلی: کانال یوتیوب NerdWriter

 

در ماه مارچ سال ۱۹۳۶، عکاسی به نام دورثیا لنگ، بعد از یک روز کاری طولانی در حال عبور از روستایی در ایالت کالیفرنیا به نام پومو بود.لنگ در ۱۵ سال گذشته، زندگی اش را از طریق عکاسی از مشاهیر سان فرانسیسکو گذرانده بود اما بعد شروع دوران رکود اقتصادی بزرگ که همه دنیا را فراگرفت،لنگ تصمیم گرفت که تاثیر این رکود را بر زندگی مردم به تصویر بکشد. بعد از اینکه روی استرایکر، یک کارمند عالی رتبه وزارت کشاورزی آمریکا، عکس های لنگ را دید به سرعت او را استخدام کرد تا روی یک پروژه دولتی کار بکند. این پروژه در واقع بخشی از یک پروپاگاندای دولتی بود با هدف جذب بودجه از طریق عکاسی کردن از کاگران فقیر روستایی.

 

یک روز در حالی که لنگ در راه بازگشت به خانه بود و نگاتیو هایش هم آماده ارسال به پایتخت بودند،لنگ از کنار یک کمپ مهاجرین به نام pea-picker گذشت. این نام که یک معنای منفی دارد در آن زمان به مهاجرین فقیری گفته میشد که از شهرهای شرقی آمریکا در جست و جو کار کشاورزی به غرب امریکا امده بودند. در این کمپ به خصوص، سرما به محصولاتشان زده بود و همه چیز را نابود کرده بود.  در نتیجه حدود ۳۰۰۰ هزار نفری در پناهگاه های محقّرانه و دستسازشان بی کار و گرسنه نشسته بودند. اما از آنجا که لنگ خسته ی کار بود، ابتدا در این کمپ توقف نکرد. ۲۰ مایل که از کمپ پور شده بود دور زد و برگشت. خیلی هم در کمپ نماند. ۱۰ دقیقه بعد آنجا را ترک کرد اما همین ده دقیقه برای ثبت یکی از معروف ترین عکس های تاریخ عکاسی کافی بود. این پشت پرده ی آن عکس معروف است:

عکس اول دورثیا لنگ:

عکس مادر مهاجر دورثیا لنگ ۱

به محض رسیدن به کمپ، به گفته خود لنگ، انگار که آهن ربایی او را به سمت خانواده ای که زیر چادری کز کرده بودند میکشید. عکس اول به احتمال زیاد صرفا یک عکس آزمایشی است. چیزهایی زیادی در این ترکیب بندی دست به دست هم می دهند که یک عکس غیر متقاعد کننده شکل بگیرد. مثلا فقط فرزندی که در وسط تصویر است به دوربین نگاه میکند و دختر بزرگتر اصلا هنوز متوجه دوربین نشده است. مادر هم گارد دفاعی به خود گرفته است و علاقه ای به عکاسی شدن ندارد. در نتیجه لنگ با توجه به تجربیات گذشته اش تصمیم میگیرد که با آنها صحبت کند و نرمشان کند. سپس به آرایششان نظم و ترتیب میدهد. ترکیب بندی عکس دوم به مراتب جذاب تر است اما هنوز کافی نیست و این به خاطر دختر بزرگ خانواده است.

عکس دوم دورثیا لنگ:

عکس مادر مهاجر دورثیا لنگ ۲

اگر خاطرتان باشد گفتم که هدف این عکس ها برانگیختن احساسات بیننده است تا حمایت سیاسی و در نتیجه مالی برای دولت گردآوری شود. به گفته ی جیمز کرتیس، داشتن یک دختر بزرگ و همینطور سه دختر کوچیک تر میتواند نشانگر این باشد که این مادر در مدیریت زندگی و خانواده اش احتیاط های کافی را به خرج نداده است و در نتیجه این زن لایق حمایت نیست. و خلاصه اینکه شبیه ما نیست. به همین خاطر لنگ دختر بزرگ تر را از کادر کنار میگذارد. عکاس یک صحنه شیردادن را ثبت میکند، یا بهتر بگویم صحنه سازی میکند. این عکس که شبیه به نقاشی معروف مریم مقدس در حال شیردادن به حضرت مسیح است، به منظور برانگیختن افراد مذهبی گرفته شده است اما شاید برای مخاطب آن دوران خیلی هنجارشکن بود.

عکس سوم دورثیا لنگ:

عکس مادر مهاجر دورثیا لنگ ۳

علاوه بر این، به وضوح مشخص است که مادر را هم معذب کرده است. اما در اینجاست که لنگ متوجه میشود که مادر و به صورت خاص، صورتش نکته کلیدی این ترکیب بندیست. در نتیجه عکاس زاویه دیدش را عوض میکند. در عکس بعدی از یکی از بچه ها میخواهد که وارد کادر شود و همانطور که میبینید مادر حالا کم کم گاردش را پایین آورده است.

اما در عین حال بچه بزرگ تر نگاه عجیبی بر چهره دارد و میله ای هم سر نوزاد را پنهان کرده است. عکاس دست از تلاش بر نمیدارد. در عکس بعدی عکاس زیرکانه صندوق و بشقاب خالی را نیز به کادر اضافه میکند که این دو میتوانند نماد مشکلات زندگی این خانواده باشند.  کودک جذاب و مبهم به نظر میرسد. نوزاد خواب است و مادر هم حالت مناسبی بر چهره دارد.  این یک عکس فوق العاده است.

عکس چهارم دورثیا لنگ:

عکس مادر مهاجر دورثیا لنگ ۴

کاملا مشخص است که لنگ پس از یک سری آزمون و اصطلاحات به هدف پروژه اش دست می یابد و این در حالیست که یک عکس زیبا و قدرتمند هم خلق کرده است و این دقیقا همان چیزیست که روی استرایکر میخواست. اما لنگ میدانست که میتواند بهتر از این هم بشود.

عکس پنجم دورثیا لنگ:

عکس مادر مهاجر دورثیا لنگ ۵

 

این عکسیست که شما احتمالا میشناسید. گمان نمیکنم بشود ارزش این عکس را بدون دانستن ده دقیقه ای که قبل از آن اتفاق افتاد به درستی درک کرد.

عکس ششم دورثیا لنگ:

عکس مادر مهاجر دورثیا لنگ ۵

یک عکاس ضعیف تر شاید تمرکزش را روی بهره گرفتن از صورت معصوم کودکان میگذاشت، کما اینکه لنگ هم در ابتدا همین کار را کرد.اما وقتی لنگ به این عکس میرسد دقیقا میداند که فوکس اصلی این کادر باید روی چه چیزی باشد.

صورت دختران پشت بدن مادرشان پنهان شده است و این حس خانواده بودن را منتقل میکند، البته یک خانواده با اندازه مناسب، نه یک خانواده پر جمعیت. این در حالیست که چیزی از اهمیت صورت و چشمان مادر که با یک حالت نگران به دوردست ها نگاه میکند هم کاسته نشده است.

صورت زن انقدر مهم است که عکاس از او میخواهد تا دستش را زیر چانه اش بزند و در نتیجه دستش مانند یک پیکان به صورت زن اشاره میکند. این تکنیکیست که لنگ پیش تر هم در کارهایش از ان بهره برده است. هر چیزی که باعث پرت شدن حواس بیننده از صورت زن باشد، باعث ضربه زدن به ارزش عکس میشود و احتمالا به همین دلیلست که عکاس از دستیارش میخواهد که در تاریک خانه انگشت شست دست چپ زن را از روی میله حذف کند.

این طور تغییرات نشان میدهد که هیچ چیز درباره این عکس به اصطلاح مستند یک دفعه ای یا اتفاقی نیست. عکسی که یک حس بی تزویر و یک دفعه ای را به نمایش در می آورد در واقع در مرحله  عکاسی اش، دقیقا مخالف این موضوع را شاهد بودیم. قضاوت این مسئله که این موضوع از ارزش این عکس میکاهد یا خیر با شماست.

پس از اینکه این عکس در روزنامه ی سانفرانسیسکو منتشر شد، دولت ۲۰ هزار پوند غذا به کمپ های اینچنینی فرستاد.

استرایکر عاشق این عکس شد و به سرتاسر امریکا ارسالش کرد و این عکس نماد دوران رکود اقتصادی در آمریکا شد و در یک سطح عمیق تر، تبدیل به نماد خانواده هایی که در هر عصری سختی میکشند، شد.

یک درنگ، یک عکاس ماهر، یک مادر و فرزندانش و ده دقیقه در سال ۱۹۳۶ که تا همیشه زنده خواهند ماند.

دفعه بعدی به حس ششمتان گوش بدهید و شما هم دور بزنید. شاید ارزشش را داشته باشد.

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *