۱۰۰ عکس تاثیرگذار تاریخ به انتخاب مجله Time

بخش اول: از سال ۱۸۲۶ تا ۱۹۰۴

بر کسی پوشیده نیست که عکاسی به عنوان یک هنر، در مقایسه با سایر هنرهای زیبا، کودکی خردسال بیشتر نیست; کودکی که تازه پا به راه رفتن گذاشته است. اما با این وجود، پیشرفت هایی که در قرن اخیر اتفاق افتادند سرعت رشد عکاسی را به طرزی شتاب بخشیدند که یقینا مخترعین اولین دوربین ها و روش های ثبت و چاپ عکس خیال آن را هم نمیکردند که سالانه چیزی فراتر از چندصد میلیارد عکس در دنیا به ثبت برسند. هرچند که میتوان به همین میزان مطمئن بود که تعریف عکاسان اولیه از کاری که میکردند و عکسی که میگرفتند بی شک با آنچه که امروزه عکس و عکاسی میدانیم تفاوت فاحشی داشته است.

چند سال قبل دبیران مجله Time با هدف درست کردن لیستی از ۱۰۰ عکس تاثیرگذار طول تاریخ گرد هم آمدند. اگرچه که این کار به نظر امری ساده به نظر می آید اما اولین مشکلی که آنها در مقابل خود یافتند این بود که تعریف یک عکس تاثیرگذار چیست و چه طور میتوان تصمیم گرفت که چه عکسی در این مجموعه قرار بگیرد و چه عکسی خط بخورد؟ در راه یافتن پاسخ این پرسش ها، مجله Time از صاحب نظران حوزه عکاسی و تاریخ نگاران درخواست کمک کرد تا با کمک ایشان لیست معتبری از عکس های مهم تاریخی درست بشود. به گفته این مجله، نتیجه این کار تحقیقی طولانی مدت، داستان ها و فیلم های کوتاه مستندی شد که برای هر خواننده ای جذاب و بکر است.

اسلاید شو بخش اول ۱۰۰ عکس تاثیرگذار تاریخ

 

جمعی از علاقمندان به عکاسی با مدیریت پادکست عکاسی هیستوگرام، تصمیم بر آن گرفتند تا داستان های جذابی که در توضیح هر یک از این ۱۰۰ عکس تاثیرگذار مطرح شده اند را به فارسی ترجمه بکنند تا علاقمندان به عکاسی در ایران نیز بتوانند از این روایت های خواندنی بهره ببرند. این ۱۰۰ عکس به مرور طی ده مقاله جداگانه در وبسایت پادکست عکاسی هیستوگرام منتشر خواهند شد که مقاله پیش رو بخش اول از این مجموعه ده بخشی است.

۱۰۰ عکس تاثیرگذار مجله تایم

عکس ۱ | View from the Window at Le Gras | نمای اصطبل و کبوترخانه

عکاس: Joseph Nicéphore Niépce | سال تولید: حوالی ۱۸۲۶
عکس ۱ | View from the Window at Le Gras | نمای اصطبل و کبوترخانه
View from the Window at Le Gras | نمای اصطبل و کبوترخانه | عکاس: Joseph Nicéphore Niépce | سال تولید: حوالی ۱۸۲۶

 

برای خلق اولین عکس ترکیب دو چیز لازم بود; نبوغ و حس کنجکاوی. در نتیجه خیلی دور از انتظار نبود که اولین عکاس یک مخترع بود و نه یک هنرمند. در دهه ۱۸۲۰ مخترعی فرانسوی به نام ژوزف نیسه‌فور نیپس (Joseph Nicéphore Niépce) به شیوه چاپ سنگی یا طرح نگاری علاقه مند شد. در مسیر جست و جوی روش های دیگری برای تولید عکس بود که نیپس (Niépce) دستگاهی به نام دوربین تاریک خانه ای ایجاد کرد که تصاویر را با استفاده از نورخورشید ثبت و نمایش میداد. او این دوربین را رو به منظره ای که از پنجره کارگاهش در شرق فرانسه پیدا بود تنظیم کرده بود. این منظره روی صفحه ای از جنس آلیاژ قلع و سرب افکنده شد و پس از چندین ساعت، تصویر نه چندان دقیقی از ساختمان های مقابل روی این صفحه باقی ماند. نتیجه این فرآیند، چیزی بود که امروز آن را به عنوان اولین عکس دائمی و مانای تاریخ میشناسیم. اغراق نیست اگر بگوییم که دستاورد این مخترع زمینه را برای پیدایش آنچه که بعدا به عکاسی شناخته شد، فراهم کرد. بعدها، نیپس با هنرمند و فیزیک دانی به نام لوئی داگر (Louis Daguerre) همکاری کرد که دستاورد او، داگرئوتایپ (Daguerreotype)، راه را برای پیشرفت عکاسی هموارتر کرد.

عکس ۲ | Boulevard du Temple | بولوار تمپل پاریس

عکاس: Louis Daguerre | سال خلق: ۱۸۳۹
۱۰۰-عکس-تاثیرگذار-تاریخ-بخش۱-12
عکس ۲ | Boulevard du Temple | بولوار تمپل پاریس | عکاس: Louis Daguerre | سال خلق: ۱۸۳۹

 

کفاشی که یک روز بهاری در سال ۱۸۳۹ مشغول کار در بلوار تمپل شهر پاریس بود هیچگاه خیالش را هم نمیکرد که جزئی از تاریخ بشود. عکس پیشگامانه ی لوئی داگر (Louis Daguerre) که از این کفاش و مشتری ای گرفته شده است اولین عکسیست که در آن یک انسان دیده میشود. قبل از داگر، انسان ها فقط در نقاشی ها و یا مجسمه ها به نمایش درآمده بودند. اما این قضیه آن زمان برای همیشه عوض شد که داگر لنز دوربینش را روی خیابانی در پاریس نشانه گرفت، سپس صفحه ای مسی که لایه ای نقره ای بر آن نقش داشت را به مدت چند دقیقه در معرض نور قرار داد و نهایتا به کمک مواد شیمیایی مخصوص (جیوه) این عکس را ظاهر کرد. نکته قابل توجه این است که در زمان نورگیری این عکس احتمالا افراد دیگری هم وارد این قاب شدند ولی از آنجاکه به اندازه کافی در قاب نماندند، اثری از آنان در تصویر نهایی دیده نمیشود. نتیجه این فرآیند موجب به خلق اولین عکسی شد که روی سطح نقره ای آینه مانندی که اغلب پشت شیشه نگه داری میشود، دیده میشود. تفاوت این روش با شیوه های پیشین در این است که در این فرآیند، برخلاف روش های دیگر، نتیجه نهایی تصاویری شارپ و دائمی بودند. اگرچه این روش نیز با روش های خلاقانه تری جایگزین شد چراکه داگرئوتایپ ها قابلیت بازتولید شدن و یا چاپ روی کاغذ را نداشتند، ولی ماحصل کار داگر تاثیر بسزایی در شناساندن پتانسیل وسیع عکاسی به دیگران داشت.

عکس ۳ | The Valley of the Shadow of Death | دره سایه مرگ

عکاس: Roger Fenton | سال خلق: ۱۸۵۵
عکس دره سایه مرگ
عکس ۳ | The Valley of the Shadow of Death | دره سایه مرگ | عکاس: Roger Fenton | سال خلق: ۱۸۵۵

 

اگرچه اطلاعاتی زیادی از جنگ کریمه در یادها باقی نمانده است، اما پوشش این نبرد به طرز شدیدی نگرش ما راجع به جنگ را دستخوش تغییر کرده است. تا آن زمان، جنگ چیزی بود که بشر از دریچه نقاشی ها مشاهده اش میکرد. اما بعد از اینکه عکاسی انگلیسی به نام راجر فنتون (Roger Fenton) در سال ۱۸۵۵ به شبه جزیره کریمه در نزدیکی دریای سیاه رسید، توشه سفرش عکس های انقلابی ای شدند که عملا نام او را به عنوان اولین عکاس جنگ تاریخ ثبت کردند. با اینکه تصاویر فنتون از زندگی سربازان در جبهه و مردانی که پشت خمپاره اندازها ایستاده اند شاید آن خوی وحشی گری‌ای که به آن عادت کرده ایم را در خود ندارند، ولی عکس های او نشان دادند که میشود از عکاسی به عنوان یک مدیوم هنری جدید انتظار رقابت با هنرهای   زیبا را داشت. این رقیب خواهی خصوصا در این عکس دره ی سایه مرگ قابل رویت است که تعداد زیادی توپ های جنگی پراکنده شده را به تصویر میکشد; در منطقه ای که چندان دور از آن جایی نیست که آلفرد لرد تنیسون، شاعر انگلیسی، در شعر معروفش به نام ”یورش تیپ نور“ آن را برای همیشه جاودانه کرده بود. این عکس تاثیرگذار برای خیلی ها یادآور تصویریست که شعر تنیسون در ذهن خواننده به تصویر میکشد: ”توپی سمت راستشان را نشانه رفته است، توپی سمت چپشان، توپی مقابشان را“ در هنگامی که سربازان به سمت دره مرگ میتازند. هر دو این تصاویر به مخاطب عام چهره واقعی نابودی و خرابی هایی که نتیجه کشتارهای نابخردانه بودند را فاش کردند.

بازخوانی شعر The Charge of the Light Brigade از آلفرد لرد تنیسون

متخصصان تا مدت زیادی بر این باور بودند که این تنها تصویری است که عکاس از این صحنه گرفته است. اما نسخه دیگری از همین صحنه در سال ۱۹۸۱ کشف شد که در آن توپ های کمتری در قاب دیده میشوند. حالا تصویر دوم از آن جهت که تعداد توپ های کمتری در خود دارد به عنوان عکسی که زودتر ثبت شده است شناخته میشود. در نتیجه همین موضوع، فنتون را میتوان اولین فردی دانست که یک عکس خبری را صحنه پردازی کرده است.

عکس دوم از دره سایه مرگ

 

عکس دوم دره سایه مرگ - دستکاری عکس خبری
عکس دوم از The Valley of the Shadow of Death | دره سایه مرگ | عکاس: Roger Fenton | سال خلق: ۱۸۵۵

عکس ۴ | Abraham Lincoln | آبراهام لینکلن

عکاس: Mathew Brady | سال خلق: ۱۸۶۰
Abraham Lincoln | آبراهام لینکلن | عکاس: Mathew Brady
عکس ۴ | Abraham Lincoln | آبراهام لینکلن | عکاس: Mathew Brady | سال خلق: ۱۸۶۰

 

در ماه فوریه سال ۱۸۶۰ وقتی که آبراهام لینکلن پا به نیویورک گذاشت تا در سخنرانی اتحادیه کوپر شرکت بکند، نماینده کمترشناخته شده ای بود از ایالت ایلینویز در کنگره آمریکا. فارغ از اینکه متن سخنرانی‌اش باید بی نقص می بود، لینکولن توجه ویژه ای به جلوه بصری خویش نیز داشت. قبل از اینکه به سالن سخنرانی برود، به استودیو عکاسی مثیو بریدی (Mathew Brady) که در خیابان معروف برادوی بود سری زد. عکاس استودیو که با عکاسی کردن از چهره های مشهور همچون ادگارد آلن پو و جیمز فنیمور کوپر غریبه نبود و بعدها جنگ داخلی آمریکا را نیز تاریخ‌نگاری کرد، در القای پیام از طریق ژست دادن به سوژه نیز دستی بر آتش داشت. همانطور که در این تصویر میبینید، او لینکولن را که در جوانی اش کارگری باریک اندام بود طوری هدایت کرد که به سیاستمداری خبره می ماند. یقه پیراهنش را محکم بست تا گردن بلندش را بپوشاند و عکس را طوری ویرایش کرد تا به چهره اش رنگ و رویی ببخشد. با فشار دادن دکمه شاتر، عکاس کاری را کرد که بعدها لینکولن از آن به عنوان آنچه که باعث پایان بخشیدن به شایعه ها راجع به اندام درازش شد و او را انسانی والا معرفی کرد. با ثبت چهره جوان لینکولن پیش از آنکه ترکش های جنگ داخلی آمریکا صورتش را با مشقت هدایت کشور پیر بکند، این عکاس، لینکولن را به عنوه چهره ای آرام اما مقتدر در زمان مشوش پیش از جنگ داخلی آمریکا به همگان معرفی کرد.

سخنرانی لینکولن پس از این عکس در مقابل جمعیتی بالغ بر ۱۵۰۰ جمهوری خواه نیز به طرز خیلی خوبی پیش رفت و در نتیجه به فاصله ای نه چندان زیاد، این عکس در مقالات خبری و عکس های تبلیغاتی بی شماری چاپ شد و همین امر باعث شد که این عکس امروزه به عنوان یکی از اولین و تاثیرگذارترین عکس های تبلیغاتی سیاسی شناخته بشود. پخش این پرتره، لینکولن را در رفتن به کاخ سفید یاری کرد که مهم ترین نتیجه فعالیت وی پایان بخشیدن به دوران برده داری در آمریکا بود. بعدها لینکولن خود نیز به این مسئله اشاره کرد که: “عکاس این عکس و آن سخنرانی معروف در اتحادیه کوپر مرا به رییس جمهوری رساندند.”

دوربین مثیو بریدی و یک نمونه پوستر تبلیغاتی آبراهام لینکلن

عکس ۵ | Cathedral Rock, Yosemite | کوهی در پارک ملی یوسمیتی

عکاس: Carleton Watkins | سال خلق: ۱۸۶۱

پارک ملی یوسمیتی Carleton Watkins

 

ده‌ها سال قبل از آنکه انسل ادمز (Ansel Adams) معروف برای اولین بار قله های تیز Yosemite را به چشم ببینید، کارلتون واتکینز (Carleton Watkins) بار و بندیلش را که شامل دوربین ، که از mammoth plate استفاده میکرد، به علاوه سه پایه ای و تاریکخانه ای دست ساز میشد بست و راهی دره های کالیفرنیا شد. در پایان این مسیر، واتکینز بالغ بر ۱۳۰ نگاتیو جمع آوری کرد که عظمت مات و مبهوت کننده Yosemite را برای اولین بار در قالب تصویر به همگان معرفی میکردند.

جان کنس، سناتوری از ایالت کالیفورنیا، پس از مشاهده و خرید این عکس ها به یک حامی و طرفدار همه جانبه این آثار هنری تبدیل شد. در روز ۳۰ ام ماه جون سال ۱۸۶۴، آبراهیم لینکلن رییس جمهور وقت آمریکا، قانون Yosemite Grant Act را امضا کرد که همین امر در نهایت منجر به ایجاد سیستم پارک های ملی در آمریکا شد. این سیستم حفاظتی در حال حاضر ۸۵ میلیون هکتار زمین را در برگرفته است.

عکس ۶ | The Dead of Antietam | قربانیان نبرد آنتی‌تام

عکاس: Alexander Gardner | سال خلق: ۱۸۶۲
عکس Alexander Gardner از جنگ داخلی آمریکا
عکس ۶ | The Dead of Antietam | قربانیان نبرد آنتی‌تام عکاس: Alexander Gardner | سال خلق: ۱۸۶۲

 

تعداد کشتگان نبرد خونین آنتی‌تام در منطقه شارپسبرگ ایالت مریلند، بیشتر از آنچیزی بود که آمریکا تا آن روز به خود دیده بود. یک سرباز در توصیف شرایط این نبرد گفته بود که از جنازه سربازان تلی ترسناک ساخته شده بود. الکساندر گاردنر (Alexander Gardner)، عکاس زاده اسکاتلند، دو روز پس از کشتار روز ۱۷ سپتامبر ۱۸۶۲ به این منطقه رسید. پس از راه اندازی دوربینش، که یک دوربین stereo wet-plate بود، شروع به عکاسی از سربازانی شد که در جا به جای منطقه افتاده بودند.

نحوه کار دوربین های Stereo Wet-Plate

 

گاردنر کارمند مثیو بریدی (Mathew Brady) بود که در عکس چهارم همین مجموعه به او و استودیواش در نیویورک اشاره شد. پس از بازگشت گاردنر به نیویورک، بریدی ترتیب برگزاری نمایشگاهی از کارهای گاردنر را داد. بازدیدکنندگان این نمایشگاه اولین چیزی که پس از ورود به سالن دیدند تابلویی بود که روی نوشته شده بود: “مردگان آنتی‌تام.” اما آنچه که در نمایشگاه دیدند چیزی به مراتب فراتر از این نام ساده بود. در واقع آنها اولین نمونه از عکاسی جنگ را مشاهده کردند. عکس های گاردنر آنقدر واضح بودند که میشد سوژه های عکس هارا شناسایی کرد. نمایش مرگ در این عکس ها بدون هیچ سانسوری انجام شده بود و به همین خاطر، جنگی که برای خیلی ها تا آن زمان چیزی بعید و دور از خانه به نظر میرسید ناگهان به طرزی مهیب به امری قریب و فوری بدل شد. گاردنر با این عکس ها باعث شد که مردم آمریکا متوجه عمق فاجعه این هم نوع کشی بشوند که تا سال ۱۸۶۵ ادامه یافت و جان بیش از ۶۰۰ هزار نفر را گرفت. آنهایی که در نبردهای جنگ بر خاک می افتادند دیگر آدم هایی ناشناس و بی هویت نبودند بلکه پسران، برادران، مردان، اقوام و دوستان کسی بودند. این مجموعه عکس گاردنر در شیوه پوشش خبری جنگ های پس از جنگ داخلی آمریکا نقش بسزایی داشت.

چند عکس دیگر از Alexander Gardner از جنگ داخلی آمریکا

عکس ۷ | The Horse in Motion | تاخت و تاز اسب به روایت تصویر

عکاس: Eadweard Muybridge | سال خلق: ۱۸۷۸ | مترجم: عادل بردباری
 استاپ موشن اسب در حرکت عکاس Eadweard Muybridge
عکس ۷ | The Horse in Motion | تاخت و تاز عکس به روایت تصویر | عکاس: Eadweard Muybridge | سال خلق: ۱۸۷۸

 

آیا در زمان یورتمه یا چهارنعل دویدن، لحظه‌ای هست که اسب کاملا در هوا معلق باشد؟ این سوالی بود که ادوارد موی‌بریج (Edweard Muybridge) وظیفه‌ی جواب دادن آن را برعهده داشت. Leland Stanford، فرماندار اسبق کالیفرنیا و از بزرگان راه‌آهن باور داشت جواب مثبت است و به همین دلیل موی‌بریج را مامور کرده بود تا مدارکی دال بر این ادعا جمع‌آوری کند. موی‌بریج روشی طراحی کرد تا عکس‌هایی ثبت کند که تنها برای کسری از ثانیه نورگیری می‌کنند و در حالیکه خبرنگاران شاهد بودند، ۱۲ دوربین را در مسیر مسابقه  اسب سواری ای واقع در ملک Stanford آماده عکاسی کرد.

ویدیویی درباره دستاورد ادوارد موی‌بریج در عکاسی

طراحی این روش به شکلی بود که به محض اینکه اسب به سرعت نزدیک میشد، با پاهایش سیم‌هایی را می‌کشید که به دوربین‌ها متصل بودند و به این ترتیب، ۱۲ عکس پشت‌سرهم ثبت شدند. موی‌بریج عکس‌ها را همنجا پس از عکاسی ظاهر کرد و نشان ‌داد که اسب در یک لحظه‌ی بسیار کوتاه، حین گام برداشتن در حالیکه پاهایش را به داخل و زیر خودش جمع کرده، کاملا روی هوا قرار می‌گیرد. این پرده‌برداری از پدیده‌ای که برای چشم غیرمسلح غیرقابل ‌مشاهده بود ولی از طریق عکاسی نمایان، خبر از یک بعد دیگر از توانایی های عکاسی به عنوان یک وسیله ارتباطی میداد؛ ثبت حقیقت به وسیله تکنولوژی. تکنیک استاپ-موشن که موی‌بریج ابداع کرده بود، شکلی ابتدایی از انیمیشن بود که به پدید آمدن صنعت سینما و انیمیشن -که تنها یک دهه بعد پا به عرصه ظهور گذاشت- کمک شایانی کرد.

چند استاپ موشن دیگر از Eadweard Muybridge

عکس ۸ | Bandit’s Roost, 59½ Mulberry Street | آشیانه‌ی سارقین در پس کوچه های منهتن نیویورک

عکاس: Jacob Riis | سال خلق: حوالی ۱۸۸۸
آشیانه سارقین در نیویورک سال ۱۸۸۸
عکس ۸ | Bandit’s Roost, 59½ Mulberry Street | آشیانه‌ی سارقین در پس کوچه های منهتن نیویورک | عکاس: Jacob Riis | سال خلق: حوالی ۱۸۸۸

 

نیویورک در أواخر سده ۱۹ام میلادی مامن مهاجرهای سرتاسر جهان بود. اکثر این مهاجران آنچه که در نیویورک یافتند نه خیابان هایی از جنس طلا بلکه شرایطی غیر انسانی و سرشار از آلودگی بود. اگرچه که بخش بزرگی از جامعه چشمان خود را بر بی عدالتی ها و فقر موجود در این دوره، که به عصر طلایی معروف است، بستند ولی خبرنگاران شجاعی چون جیکوب ریس (Jacob Riis) دانمارکی نیز بودند که کمر به مستند کردن این ناعدالتی ها بسته بودند. ریس این کار را با پا گذاشتن به بدنام ترین محله های شهر و با در دست داشتن فلاشی که با پودر منیزیم تغذیه میشد آغاز کرد.

درباره این نوع از فلش ها و نحوه کارشان

 

با این امکانات بود که ریس موفق به ثبت شرایط آن زمان که شامل دله دزدی‌ها، فقر فلج کننده، و جمعیت فزاینده بود، شد. معروف ترین تک عکس از این مجموعه شاید عکسی باشد که ریس از یک گنگ خیابانی در منطقه جنوب شرقی نیویورک ثبت کرد; عکسی که حس ترس و ناامنی موجود در هر کوچه و پس کوچه ای را به خوبی به مخاطب القا میکند. این دست از عکس ها بودند که بعدها در کتاب ریس به نام “شیوه زندگی نیمه دیگر ما” گردآوری شدند و آمریکایی ها را مجبور به آن کردند که با این واقعیت های موجود در جامعه رو به رو بشوند. همین عکس ها بودند که اصلاح طلبانی همچون تئودور روزاولت که سیاستمدار جوانی اهل نیویورک بود را به حدی تحت تاثیر قرار داد که پس از مشاهده این کتاب به عکاس اینطور نوشت: “من کتابت را خواندم و آمده ام که کمک بکنم.”

آثار ریس در شکل گیری قانون Tenement House Act در سال ۱۹۰۱ شد که منجر به بهبود شرایط معیشتی مردم محله های فقیرنشین نیویورک شد. این شیوه عکاسی ریس که مستقیم، خشن و نترس بود در آینده عکاسی مستند و فیلد کاری فوتوژورنالیسم تاثیر انکارنشدنی ای داشت که راه را برای عکاسان بعدی هموارتر کرد.

چند عکس دیگر از جیکوب ریس

عکس ۹ | The Hand of Mrs. Wilhelm Röntgen |  دست خانم ویلهلم رانتگن

عکاس: Wilhelm Conrad Röntgen | سال خلق: حوالی ۱۸۹۵
دست خانم ویلهلم رانتگن - اولین عکس با ایکس ری
عکس ۹ | The Hand of Mrs. Wilhelm Röntgen |  دست خانم ویلهلم رانتگن | عکاس: Wilhelm Conrad Röntgen | سال خلق: حوالی ۱۸۹۵

تعداد دقیق عکس هایی را که از دست خانم آنا برثا رانتگن گرفته شد کسی نمیداند. اکثر این عکس ها یقینا در تاریخ گم شده اند به جز این عکس پیش رو. این عکس که از استخوان‌های دست خانم رانتگن گرفته شده است در واقع اولین عکس ایکس ری تاریخ است که در سال ۱۸۹۵ توسط همسر سوژه، آقای ویلهم رانتگن (Wilhelm Conrad Röntgen) تصویربرداری شد. در آن زمان، ویلهلم هفته های متوالی مشغول کار و آزمایش پرتوهای کاتدی بود که انرژی الکترومغناطیسی با فرکانس های مختلف ساطع میکنند. او به صورت اتفاقی به این موضوع برخورد که برخی از این پرتوها قابلیت عبور از اجسام جامد را دارند و بر روی کاغذ عکاسی نقوشی می افکنند.  ویلهلم با استفاده از این پرتوها، که چون نامی برایشان سراغ نداشت آنها را X نامیده بود، موفق به تولید عکس هایی از داخل اجسام بی‌جان مختلفی شد و در نهایت توانست از همین تکنیک برای مشاهده درون موجودات جاندار نیز استفاده کند. عکس دست همسر او باعث ایجاد شور و شوق عجیبی در جامعه علمی آن زمان شد و کشف اشعه ایکس اولین جایزه نوبل فیزیک را در سال ۱۹۰۱ برای ویلهلم رانتگن به ارمغان آورد. خبر این کشف جدید به سرعت در تمام جهان پخش شد. این اکتشاف منجر به انقلابی در نحوه تشخیص و درمان مصدومیت ها و بیماری های زیادی شد که تا آن زمان قابل رویت نبودند. همسر ویلهلم ولی خیلی طرفدار تصویر دستش نبود و درباره آن اینطور گفته بود: “مرگم را در آن عکس دیدم.” ولی این تصویر برای خیلی ها معنی زندگی و حیات شد.

 

عکس ۱۰ | Moonlight: The Pond | مهتاب: یک تالاب

عکاس: Edward Steichen | سال خلق: حوالی ۱۹۰۴
مهتاب: یک تالاب عکاس: Edward Steichen
عکس ۱۰ | Moonlight: The Pond | مهتاب: یک تالاب | عکاس: Edward Steichen | سال خلق: حوالی ۱۹۰۴

این عکس است یا یک نقاشی؟ هر دو. این عدم قطعیت دقیقا همان چیزی بود که ادوارد استایکن (Edward Steichen) موقع خلق این اثر به دنبالش بود. استایکن این منظره پوشیده از درخت را در شهر ممرونک ایالت نیویورک ثبت کرد. سپس عکس اصلی که سیاه و سفید بود را با رنگی آبی رنگ آمیزی کرد و شاید حتی آن ماه تابان را هم خودش به عکس اضافه کرده باشد. هدف اصلی پیکتوریالیسم، که در ابتدای قرن ۲۰ ام میلادی مورد توجه بسیاری از عکاسان قرار گرفت، همین انطباق و نزدیک کردن عکاسی و نقاشی بود تا آنجا که یکی از دیگری قابل تمیز دادن نبود. دلیل رو آوردن عکاسان حرفه ای به پیکتوریالیسم به عنوان یک سبک هنری آن بود که با استفاده از این روش آنها میتوانستند خود را از عکاسان آماتوری که به دلیل فراگیرتر شدن دوربین های عکاسی قابلیت ثبت تصاویر را پیدا کرده بودند، متفاوت نشان بدهند و برتری کار خود را به رخ بکشانند. و هیچ اثری در این راه به اندازه مهتاب موفق نبود.

یک سال پیش از خلق این اثر، استایکن مقاله ای در این رابطه نوشت که میان دستکاری و ایجاد تغییرات در یک عکس با اینکه عکاس چه زمانی و کجا دکمه شاتر را فشار بدهد هیچ تفاوتی نیست. به نظر او، زاویه دید شخصی هر عکاسی باعث میشود که چیزی از واقعیت و سندیت تصویرشان کم بشود و این امری غیرقابل پیشگیریست. اگرچه استایکن در نهایت پیکتوریالیسم را کنار گذاشت ولی اثر این جنبش هنری در جای جای آثار تمام عکاسانی که قصد دارند صحنه‌ای را خلق بکنند و نه صرفا عکس برداری، دیده میشود. مهتاب اثریست که همچنان مردم با آن ارتباط برقرار میکنند. صد سال پس از خلق این اثر، یک نسخه از آن به قیمت ۳ میلیون دلار به فروش رفت.

منبع عکس ها و داستان های ۱۰۰ عکس تاثیرگذار تاریخ عکاسی: مجله تایم

اگر شما نیز علاقمند به کمک در ترجمه مابقی عکس های این مجموعه هستید، میتوانید از طریق تلگرام با ما در تماس باشید: @HistogramAdmin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *