۱۱ نکته برای پیشرفت در عکاسی ورزشی | بخش اول

ترجمه اختصصای سایت پادکست عکاسی هیستوگرام

آموزش-عکاسی-ورزشی بخش اول

 در ادامه 11 پیشنهاد را می‌خوانید که به شما کمک خواهند کرد تا عکاس ورزشی بهتری شوید.

ابتدا به بررسی سریع سوابق من بپردازیم: من عکاسی را در سال 2008 و هنگامی که دانشجو بودم شروع کردم. به عنوان یک ورزشکار سابق در دبیرستان، به سرعت جذب ورزش شده و هر موقعی که می‌توانستم در این­باره عکاسی می­کردم. من شروع به ارسال پورتفولیوی خودم به آژانس­های عکاسی ورزشی مختلفی کردم و در نهایت با یکی از آن­ها به عنوان عکاس پشتیبان برای بازهای MLB در هیوستون (مترجم: شهری در ایالت تگزاس امریکا) قرارداد بستم. سپس موفق به اخذ یک دوره کارآموزی در Houston Chronicle شده و عکاسی ورزشی حرفه­ای و دانشگاهی را ادامه دادم. کارهای من به دفعات در مجلات Sports Illustrated (ورزش مصور) و ESPN چاپ شده است و حتی یکبار، یکی از عکس­های  NFL(لیگ فوتبال ملی) خودم را جایی در قالب یکی از آن آویزهای دیواری احمقانه دیدم. با وجود تمام این گفته­ها، هنوز هم موارد زیادی وجود دارند که من جای پیشرفت در آن­ها را دارم و هرگز از جایگاه خودم به عنوان یک عکاس، به رضایت کامل نخواهم رسید. لیست زیر با هدف مرور برخی از نکاتی تنظیم شده که طی سالیان عکاسی ورزشی خود آموخته­ام و امیدوارم که ممکن است کمکی باشد برای کسانی که خواهان پیشرفت در عکاسی از دنیای دیوانه­وار ورزش­های زنده هستند. پس با من همراه باشید:

  1. ورزشی که عکاسی میکنید را یاد بگیرید!

منظورم این است که واقعا ورزش را یاد بگیرید. بخش بزرگی از عکاسی ورزشی، پیش­بینی حرکات و اعمال بازیکن است. تقریبا هرگز نمی­توان انتظار گرفتن یک عکس خوب از شیرجه بازیکن مدافع بیس­بال برای گرفتن ضربه نزدیک به زمین را صرفاً با واکنش به حرکت او داشت. بلکه باید به همان اندازه خود بازیکن برای بازی آماده باشید و دارای درکی قوی و غریزی از یک بازی ورزشی باشید تا بتوانید عکس خوبی از آن بگیرید. آیا از بیس­بال عکاسی می­کنید؟ پس به دفاع نگاه کنید و ببینید کجا مسیرشان را عوض می­کنند؛ آن­ها از گزارش دیده­بان درباره بَتر (بازیکن ضربه زننده به توپ) مطلع هستند و طبق آن حرکت می­کنند. به اینکه بتر و پیچِر (بازیکن پرتاپ کننده توپ) هر کدام راست دست هستند یا چپ دست دقت کنید. موقعیت را بدانید و طبق آن برنامه­ریزی کنید. در فوتبال آمریکایی هم قضیه مشابه است، به نحوه صف­آرایی تیم­ها دقت کنید و اینکه کجای زمین هستند و سپس موقعیت خودتان را به طور متناسب طوری تنظیم کنید که بتوانید از آن بهره ببرید. بسکتبال؟ بسکتبال می­تواند خیلی مفرح­تر هم باشد، چون هم محدودتر است و هم تا حدی قابل ­پیش­بینی­تر. به تمایلات و گرایشاتی که بازیکنان طی بازی از خود بروز می­دهند توجه کنید. افرادی را ببینید که به نظر احساساتی می­رسند یا این­که به طرز خاصی بازی می­کنند.

فوتبال، هاکی، تنیس، گلف، بوکس، مسابقات سرعت؛ برای همه اینها قضیه یکسانی صدق می­کند. کمی تحقیق و ایجاد آشنایی با ورزش موردنظر، می­تواند پیشرفت بزرگی برای عکس­های شما ایجاد نماید. پیدا کردن احساس آشنایی با یک ورزش منجر به این خواهد شد که با تنها گرفتن یک تک فریم، به عکس بسیار خوبی برسید؛ نه اینکه چندین عکس انداخته و دعا کنید که شاید یکی از آنها عکس خوبی از آب دربیاید (هرچند این کار هم هیچ اشکالی ندارد؛ ولی خیلی جالب­تر خواهد بود که یک فریم خوب را دقیقاً در همان لحظه­ای بگیرید که واقعا تصمیم گرفته­اید). من هر دو عکس زیر را با استفاده از زمان­بندی مناسب گرفته ام، نه اینکه فقط به طور مداوم با انگشتم دکمه شاتر را فشرده باشم.

مایکل راسل در مسابقات قهرمانی زمین رُسی در هیوستون، سال 2012
دالاس کوچل، برنده لیگ آمریکایی جوانان، در یک بازی سال 2014
  1. فوکوس دکمه پشتی

اگر دوربینتان را همین تازگی ها خریده باشید، به احتمال زیاد راهی خاص برای فوکوس اتوماتیک در آن تعبیه شده است: فشردن دکمه شاتر تا نصفه. این ویژگی کاملا خوب و کارآمد است و بسیاری از عکاسان بزرگ با این تنظیم پیشفرض به خوبی کار می‌کنند؛ ولی اینجا یک راز کوچک پنهان شده: و آنهم وجود راهی نه الزاماَ بهتر، بلکه متفاوت­تر برای این­ کار است. احتمال دارد که شما درباره فوکوس دکمه پشتی چیزهایی شنیده باشید؛ اغلب دوربین های باکیفیت (مثل D750) دارای یک دکمه AF-ON در پشت دوربین هستند که درست اطراف جایی است که انگشت شست شما به طور معمول روی آن قرار می­گیرد. حتی اگر این دکمه را هم نداشته باشید، می­توانید با وارد شدن به بخش تنظیمات دوربین، هر دکمه دلخواهی که در پشت دوربین قرار دارد را به عنوان دکمه شروع اتوفوکوس تنظیم نمایید.

من حتی فراتر از این هم رفته و اتوفوکوس را به طور کامل از رهاسازی شاتر خودم غیرفعال کرده ­ام؛ همچنین فشردن دکمه شاتر تا نصفه را برای قفل کردن نوردهی تنظیم کرده ولی با استفاده از دکمه پشتی اتوفوکوس می­کنم.

بنابراین چرا اصلا باید بخواهید که این کار را انجام دهید؟ جواب کوتاه این است که فقط روشی متفاوت، نه الزاماً بهتر، است؛ ولی چندین دلیل خوب نیز برای اعمال این تنظیمات وجود دارد. فشار دادن شاتر تا نصفه هنگامی که به عکاسی ورزشی، اکشن، فوتوژورنالیسم و غیره مشغول هستید، ممکن است منجر به فعال ­شدن تصادفی شاتر شود، بدون اینکه هدف شما این بوده باشد. این یک تجربه آزاردهنده و گاهاً عصبانی کننده است. جابجایی کنترل فوکوس به دکمه پشتی این اطمینان خاطر را ایجاد می­کند که شما فقط وقتی عکس را می­گیرید که واقعا قصد آن را دارید.

عکاسی ورزشی به این معنی است که دائما AF (اتوفوکوس) خود را به کار انداخته و از کار بیندازید و داشتن فقط درست یک دکمه زیر شست که مختص این کار باشد، کمک بسزایی به عکاس میکند. فرض کنید دو تا از مهمترین عملکردهای دوربین شما، یعنی فوکوس و تنظیم نور، هر دو با یک دکمه کنترل شوند که عامل تمایز بین این دو عملکرد، کمترین میزان فشار باشد. این کار تقریباً دیوانگی است. جداسازی این دو عملکرد باعث به حداقل رسیدن اشتباهات در موقعیت­هایی می­شود که زمانی برای جبران آنها وجود ندارد.

درگیری-دو-بازیکن-فوتبال-آمریکایی
کریستین مایکل از تیم Aggie دانشگاه A&M تگزاس، طی یک بازی مقابل تیم Gators فلوریدا در سال 2012
  1. با عکس هایت داستان سرایی کن

سریع جواب دهید، چه چیزی عکاسان Getty و Sports Illustrated (سابق) را از هر کس دیگری متمایز می­کند؟

  • تجهیزات؟ واقعاً نه. هرکسی امروز می­تواند تجهیزات و وسایل بخرد و این روزها شما حتی قادر به خرید تجهیزاتی با AF (اتوفوکوس) و FPS (فریم در ثانیه) عالی در سطح مصرف کننده هستید.
  • دسترسی؟ نه! یک عکاس با تجربه Getty می­تواند چه در یک لیگ کوچک و چه در سوپربول، دخل شما را بیاورد. این ورزشکاران بزرگ نیستند که باعث خلق عکس­­های عالی می­شوند.

دو چیز باعث تمایز عکاسان ورزشی رده بالا از بقیه عکاسان می­شود: تمرین و داستان­سرایی. به تمرین در مورد شماره 11 این مقاله خواهیم پرداخت، ولی هرگز نباید از داستان­سرایی غافل شد. اگر شما تجهیزات خوبی داشته باشید که راه استفاده از آن­ها را بدانید و از طرفی با آن رشته ورزشی تا حد خوبی آشنایی داشته باشید، آنگاه می­توانید یک عکاس اکشن قوی و استوار شوید. اگر پیش­بینی­های شما درست باشد و شانس نیز یار شما باشد، این دو مورد باعث خواهند شد که از هر 10 عکس بتوانید 9 عکس خوب داشته باشید؛ با این وجود قدرت داستان­سرایی از یک بازی یا واقعه، چیزی کاملاً متفاوت است. به مجموعه 100 عکس برتر ورزشی اعصار نگاهی بیندازید؛ بیش از نیمی از آنها “عکس­های داستانی” هستند. یک عکاس عالی می­داند که برای در هر بازی خاص چه چیزی اهمیت دارد، بازیکنان اصلی را می­شناسد، با خود بازی آشنایی دارد و از گرایشات مطلع است. همچنین به آنچه که در خود استادیوم رخ می­دهد اشراف دارد؛ شاید یکی از طرفداران تیم لباس به خصوصی پوشیده یا یک نشان بامزه همراه خود دارد که می­تواند درون یک عکس جا داده شود. یا شاید خانواده یک بازیکن، یا یک مربی قدیمی یا مهمانی ویژه در جمع تماشاگران حضور دارد. متوجه منظورم از این حرف­ها می­شوید؟ شما باید در ذهن­تان یک لیست در جریان از ­عکس­هایی داشته باشید که می­خواهید هنگامی که موقعیت مناسب به شما رو کرد، آن­ها را شکار کنید. پس با اینکار وقتی که واقعا چنین فرصتی بروز نمود شما آماده هستید.

داستان-گویی-در-عکاسی-ورزشی
دومونتره موور طی یک بازی فوتبال آمریکایی A&M در سال 2012
  1. از چیمپینگ دست بردارید:

تعریف Chimping در عکاسی دیجیتال یک اصلاح محاوره­ای به معنی عادت چک کردن هر عکس روی صفحه نمایش دوربین بلافاصله پس از گرفتن آن است (منبع: ویکی پدیا)

این کار ذاتاً ایراد ندارد؛ ولی مثل خیلی چیزهای دیگر در زندگی، فقط بحث روی زمان­بندی شما برای این کار است. واضح است که هرگز نباید در وسط بازی یا از آن بدتر درست حین توقف در حین بازی، در زمان­های استراحت که فرصتی عالی برای پیدا کردن بعضی از آن داستان­ ها هستند، اقدام به چیمپینگ نمود. باید همیشه آماده گرفتن موارد غیرمنتظره باشید، حتی اگر فکر ­کنید که لحظه­ای پیش یک عکس فوق­العاده از یک بازی عالی گرفته ­اید، باید منتظر فرصت مناسب برای بررسی عکس باشید. اجازه ندهید هیجان شما باعث شود حین زل زدن به عکس قبلی روی صفحه نمایش دوربین، عکسی حتی بهتر از آن را از دست بدهید.

البته هر از گاهی چیمپینگ هم لازم است؛ مثلا هنگامی که مشغول پوشش یک رویداد برای یک انتشار زنده هستید. در این گونه از موقعیت­ها، بسیاری از عکاسان توالی عکس­هایشان را به سرعت مرور کرده و آن شات­هایی که بالقوه ممکن است خوب باشند را علامت ­گذاری می­کنند تا هنگامی که سراغ ویرایش و توضیح­ نویسی می­روند، بتوانند آن عکس­ها را آسان­تر پیدا کنند. این کار بخشی ضروری از روند کاری است، ولی با این وجود باز هم باید با احتیاط و سنجیده انجام شود.

  1. نقاد باشید:

” عکست افتضاحه، واقعاً افتضاحه! ” اگه فوکوس نداشته باشد، اگر توپ دیده نشود (حتی اگر قسم بخورید که واقعا آنجاست) و یا اگر جلوی صورت فرد گرفته شده باشد (ولو اینکه بگویید چه کسی به صورت­ها اهمیت می­دهد)، به احتمال زیاد عکس خوبی نگرفته اید. هرچه زودتر بتوانید قبول کنید که استعداد ذاتی در گرفتن عکس­های گند دارید، به همان نسبت زودتر شروع به پیدا کردن علت گند بودن عکس­هایتان و ادامه مسیرتان به سمت گرفتن­ عکس­های خوب خواهید نمود. من برای اولین بار در سال دوم دانشگاه از یک بازی بسکتبال عکاسی کردم و بسیار هم به عکس­هایم افتخار می­کردم؛ آنها را در یک سایت عکاسی آپلود کردم و آن “آفرین­” ها و “چه عکاس­های خوبی!” که مورد انتظارم بود را گرفتم، ولی سپس فردی شروع به ریز ریز کردن همه عکس­های من کرد؛ اون گفت که کدامیک ­ها خارج از فوکوس هستند، و اینکه چطور کادربندی من باعث قطع پای بازیکنان شده و یا اینکه باعث از دست رفتن چهره آنها در عکس شده است. آن فرد بدجنس نبود ولی ابداً کوتاه هم نمی­آمد. بعد از خواندن پاسخ وی، من یکی از غیر منتظره ­ترین اعمال اینترنتی را انجام دادم: به او گوش کردم؛ عصبانی نشدم و به خودم نگرفتم؛ من می­خواستم بهتر شوم و همه گفته­های او درباره عکس­های من درست بود. پس من به آنچه که او برای گفتن داشت، گوش کردم و بهتر شدم. ما نمی­توانیم بدون پذیرفتن اشتباهاتمان بر آنها غلبه کنیم و معایب به طور تصادفی هم اصلاح نمی­شود. با خودتان بی­رحمانه برخورد کنید؛ و افرادی را هم پیدا کنید که در بی­رحمی از شما بهتر باشند و به حرف آنها گوش کنید.

من عکس زیر را چند سال پیش در اینستاگرام پست کردم؛ عکس خیلی خوبی نیست. مردم چون این عکس “جی.جی” بود آن­را پسندیدند؛ ولی کیفیت آن در سطحی نبود که من می­خواستم. هنگامی که می­دانید امکان پیشرفت دارید، هرگز تسلیم نشوید.

جی جی وات فوتبال آمریکایی
جی جی وات. این عکس بهترین کار من نیست! همیشه سعی کنید که بهتر شوید.

برای خواندن بخش دوم این مقاله به این صفحه بروید: ۱۱ نکته برای پیشرفت در عکاسی ورزشی: بخش دوم

پی نوشت ها:

۱- اگر به عکاسی ورزشی علاقه دارید، حتما قسمت دهم پادکست هیستوگرام را که به همین موضوع اختصاص دارد گوش بدید. در این قسمت با جاوید نیک پور عکاس کمیته ملی المپیک در مورد چالش های عکاسی ورزشی گپ میزنیم

۲- منبع: سایت اف استاپرز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *